‏فصل دوم؛ هنجارها و ناهنجاری‌های اخلاقی در زندگی اسلامی

  • گفتار اول
  • رعایت انصاف نسبت به دیگران
  • یکی از نشانه‌های مهم اخلاق حسنه و آداب معاشرت ، انصاف است ؛ چون بسیاری از مردم در مرحله ادعا و حرف به خوبی از عهده آن بر می‌آیند ولی هنگامی که نوبت مرحله عمل می‌رسد کسانی که حقیقتا انصاف را رعایت کنند بسیار اندکند.
  • حضرت علی (ع) می‌فرمایند: «اَلْحَقُّ أَوْسَعُ اَلْأَشْيَاءِ فِي اَلتَّوَاصُفِ وَ أَضْيَقُهَا فِي اَلتَّنَاصُفِ؛ دايره حق در گفتار گسترده ترين چيزهاست اما در عمل (والتزام) تنگ ترين دايره‌ها است.»
  • «انصاف» از «نَصف» (به فتح) و «نُصف» (به ضم) به معنای چیزی را نصف کردن یا به نصف رساندن است و در مقام داوری، حقوق طرفین دعوا را به طور برابر رعایت کردن است.
  • انصاف از روح گذشت و احترام به حقوق دیگران ناشی می‌شود و منصف کسی است که برای دیگران حقوق برابر قایل باشد و مزایای زندگی را میان خود و مردم تقسیم کند.
  • گفتار دوم
  • جایگاه زهد در اخلاق اسلامی
  • زهد یکی از فضایل اخلاقی و معنوی بسیار ارزشمند در متون دینی ما موردتمجید و تشویق واقع‌شده است. در سوره یوسف می‌خوانیم: «وَ شَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَراهِمَ مَعْدُودَةٍ وَ کانُوا فیهِ مِنَ الزَّاهِدین؛ و سرانجام،  او را به بهای کمی فروختند و نسبت به ( فروختن ) او، بی‌رغبت بودند.»
  • زهد به‌حسب لغت عبارت است از ترک شی‏ء و اعراض از آن و بی‌میلی و بی‌رغبتی به آن، و به معنی قلیل شمردن و حقیر شمردن نیز آمده است.زهد در لسان عرفا یکی از منازل عبودیت به شمار می‌رود برخی زهد را به دل کندن از دنیا و حرکت به‌سوی منازل آخر تعبیر می‌کنند . فلذا در کلام بزرگان علم اخلاق تعابیر گوناگون و متشابهی شده است که هرکدام به بُعدی اشاره می‌کنند ولی با توجه به این‌که این واژه حاکی از یک معنای عرفانی  و مذهبی است بهتر آن است که در تعریف آن از زبان وحی و پیشوایان مذهب الهام بگیریم.
  • زهد، به معنای ترک متاع فریب نیست؛ بلکه به معنای بی‌رغبتی است و چون بی‌رغبت بودن، تمرین طلب می‌کند، نخست انسان باید متاع نیرنگ را ترک کند، آنگاه کم‌کم در آن بی‌رغبت شود و برای بی‌رغبتی، معرفت لازم است.
  • گفتار سوم
  • انسان کامل در اسلام
  • انسان كامل، اشرف مخلوقات و گل سرسبد آفرينش است.قرآن كريم به اين امر توجه خاص مبذول داشته و با دستورات و راهنمايي‌هاي خود درپي آن است كه همه انسانها را به اين سمت وسو هدايت نمايد.
  • انسان كامل هر چند كه اصطلاح قرآني نيست، ولي ريشه و خاستگاه آن را مي توان در قرآن جست؛ زيرا واژگان و اصطلاحات بسياري را مي توان در قرآن يافت كه بر اين مفهوم دلالت و يا ناظر به آن مي باشند كه از آن ميان مي توان به خليفه الله، امام، مخلص (به فتح لام)، مطهر، ولي الله و مانند آن اشاره كرد.
  • اصطلاح انسان کامل، به كسي اطلاق مي شود كه مظهر همه نام‌هاي نيكوي خداوندي و آينه تمام نماي خداست و در همه چيز سرمشق و اسوه و كامل است.
  • یکی از غرایز بشری تشابه به کامل است، خداوند متعال مصادیق کامل را معرفی فرموده است، انبیا مخصوصاً وجود مقدس حضرت خاتم انبیا (ص) را به‌عنوان  اسوه و الگو فرستاده است «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللّهَ کَثِیراً؛ به تحقیق سیره رسول خدا (ص) برای شما الگوی زیبائی است و برای کسی که امید به خدا و روز قیامت داشته و خدا را بیشتر یاد میکند»
  • گفتار چهارم
  • عدالت
  • پروردگار متعال در قرآن مجید عدالت را مطرح می کند و سپس احسان را : «اِنَّ اللهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَ الاِحسانِ»
  • در اخلاق ناصری آمده است: اینکه بشر در زندگانی به عدالت و دادگستری محتاج هست بدان لحاظ است که مهر و محبت از بین جامعه انسانی رخت بربسته است زیرا باوجود محبت و صفا و الفت همیشه به عدل و انصاف محتاج نمی‌گردد به علت آن‌که انصاف عبارت است از همان عدل و مشتق است از نصف یعنی شخص منصف موضوع مورد نزاع را با رفیق و شریکش تنصیف می‌نماید همین نصف کردن علامت تفرقه و جدایی است و اگر در بین جمعیت مهر و محبت و الفت باشد خود موجب اتحاد و یگانگی می‌شود و درنتیجه هیچ‌گونه نزاعی پیش نمی آید تا محتاج به عدل و انصاف گردد.
  • اسلام مردم را به دوستی و محبت صادقانه قلبی یعنی محبتی که برای خدا باشد دعوت کرده است، حضرت امام صادق (ع) می‌فرمایند: «أَلَا كُلُّ خَلَّةٍ كَانَتْ فِی الدُّنْیَا فِی غَیْرِ اللَّهِ فَإِنَّهَا تَصِیرُ عَدَاوَةً یَوْمَ الْقِیَامَة؛ آگاه باشید تمام دوستی‌ها در دنیا اگر برای غیر خدا باشد در روز قیامت به عداوت تبدیل می‌گردد.»
  • گفتار پنجم
  • تواضع
  • لازم است مسلمانان در مقابل خداوند متواضع باشند و در مقابل انبیاء متواضع گردند و در برابر برادران دینی خود تواضع به خرج دهند.
  • امام حسن عسکری (ع) می‌فرمایند: «مِنَ التَّواضُعِ أَلسَّلامُ عَلى كُلِّ مَنْ تَمُرُّ بِهِ، وَ الْجُلُوسُ دُونَ شَرَفِ المجلس؛ از جمله تواضع و فروتنى، سلام كردن بر هر كسى است كه بر او می‌گذرى، و نشستن در پايين مجلس است.»
  • گفتار ششم
  • جایگاه سلام در اسلام
  • در اسلام سلام کردن به دیگران از اهمیت بالایی برخوردار است تا جایی که از ائمه طاهرین(ع) وارد شده که اگر کسی قبل از سلام کردن آغاز به سخن کرد، جوابش ندهید! چرا اسلام به این مقدار به سلام دادن توصیه کرده است، زیرا بالاترین نعمت سلامتی است و مسلمانان با سلام دادن برای هم آرزوی صحت و سلامت می‌کنند و در جامعه ایجاد وحدت و محبت می‌کند. و صفا و صمیمیت دایر می‌گردد. و همچنین سلام دادن اظهار امان‌نامه دادن است و این مفهوم را می‌رساند که امنیت فرد مخاطب تضمین می‌کند.
  • گفتار هفتم
  • خشم و غضب
  • غضب در لغت به معنای تندخویی و خشم است و در اصطلاح اخلاقی هیجان و حرکت خاصی هست از روح انسان به منظور غلبه و شکست دادن و خرد کردن.. قوّه غضبیه ، همان محرّک و قوّه ای که مربوط به دفع ضرر می‌باشد مانند : دفاع از جان و مال و ناموس و آبرو و آن چه متعلق به اوست.
  • یکی از امور مطرح در آموزه‌های دینی و اخلاق اسلامی، مساله عصبانیت است‌که تحت عنوان «غضب» و «غیظ» از آن یاد می‌شود، و از شاخه‌های رذايل و نبايدهای اخلاقي محسوب می‌گردد.
  • علامه طباطبایی (ره) در مورد خشم و غضب می‌نویسد: «غيظ» به معناي هيجان طبع براي انتقام در اثر مشاهده پي درپي ناملايمات است. به همين جهت است که گفته مي شود:خداي متعال غضب مي کند، ولي گفته نمي شود خداي متعال غيظ مي کند.
  • حضرت امام خمینی (ره) در تعریف آن می‌فرماید: «اما غضب، پس آن يك حركت و حالت نفسانيّه‌ای‌ است‌كه به‌واسطه آن، جوشش و غليان در خون قلب حادث شود، براى انتقام. پس وقتى اين حركت سخت شود  آتش غضب را فروزان كند، و پر شود شريان‌ها و دماغ از يك دود تاريك مضطربى كه به‌واسطه آن عقل منحرف شود، و از ادراك و رويّه بازماند.»